تبليغاتX
دادگــاه عــشــق



دادگــاه عــشــق

زندگی با من هر چه کردی گذشت با تنها یادگار من بساز...



نویسنده : مـهـشـیـد ; ساعت 12:3 روز دوشنبه بیست و نهم آبان 1385

ولی............................

تا لبخند به روی لبهاست  زندگی باید کرد باید دریچه ی قلب را به سوی شقایق ها و یاس ها گشود تلخ یا شیرین سهل یا دشوار باید زندگی کرد باید شادمانی را به زیر سقفها آورد و عطش عشق و شوق به حیات را در دلها ایجاد کرد.




دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : مـهـشـیـد ; ساعت 18:26 روز سه شنبه بیست و سوم آبان 1385

قانون مهربانی

باید پردهها را کنار زد تا روح لطیف باران را استشمام کرد

باید چشمها را با بهترین عصاره های یاس شست تا جهان را گلگون کرد

باید دلها را با دلنوازترین سرود رهایی آشنا کرد تا دلی در زندان غم اسیر نباشد

باید کلام را شستشو داد تا هیچ دلی رنجیده خاطر نشود

باید انسان بود تا رد پای مهربانی در هر کوی و برزنی به چشم بخورد

و حرف آخر

حرف آخر اینکه باید عشق را تجربه کرد تا جایی برای کینه در دل نباشد




دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : مـهـشـیـد ; ساعت 12:25 روز جمعه نوزدهم آبان 1385

سلام دوستای از گل بهترم

ممنونم که بهم لطف داريد از همه تشکر ميکنم که تو اين چند مدت تنهام نذاشتن و با نظراتون منو خوشحال کردن.

همتون رو دوست دارم

به اميد موفقيت های بيشتر واسه همه

                                  

به ستاره ها نگاه کن که شب را شکسته اند .

بی تو شب من شبی بی ستاره است.

آفتاب را ببين که غول تاريکی از برابرش می گريزد.

بی تو ، روز من آفتاب ندارد.

چمنزار را بنگر لاله را نگاه کن به زمزمه جويبار گوش فرا دار.

بی تو ، دنيای من از چمن و لاله و زمزمه خاليست.

بی تو من هيچم ، نيستم...

اگر می خواهی من بمانم اگر می خواهی نميرم.....

هرگز از پيشم نره!!!




دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : مـهـشـیـد ; ساعت 14:48 روز شنبه ششم آبان 1385

شبي كه بغض عشق تمام وجودم را مي فشرد و از بي همدمي دلم خراب شده بود به آسمان پناه بردم يك دفعه چشمم به ستاره اي افتاد كه جور ديگري به من چشمك زد و احساس كردم مثل بقيه نيست پس او را به خانه ي زخم خورده ي دلم با تمام وجود دعوت كردم و ستاره درخشيد تمام شبم فقط با بودن آن ستاره روشن شد و پس از آن من هر روز آرزوي رسيدن شب را مي كردم به عشق ديدن آن ستاره حتي روزهاي من هم رنگ شب گرفته بودند عاشق شب و متنفر از روز شدم شبي كه مثل هر شب براي ديدن ستاره بي قرار بودم هر چه نشستم نيامد نيمه شب بود و همه ي ستاره ها بودند جز ستاره ي من براي يك دم قلبم ايستاد و از ترس آنكه او را از دست داده باشم چشمهايم را بستم ناگهان صداي رعد و برق مرا به خود آورد چشمهايم را باز كردم با ديدن گريه ي آسمان طاقت نياوردم بغض گلويم را فشرد فرياد زدم دلم شكست گريه كردم شب بعد دوباره رفتم ولي اين بارهم نه از ستاره خبري بود نه گريه ي آسمان فهميدم اشك آن شب آسمان به خاطر رفتن ستاره بود براي هميشه آسمان كه مادر آن ستاره بود چقدر راحت به رفتنش عادت كرد اما من هنوز كه هنوز است شبها براي ديدن ستاره ام همان ستاره ي بي معرفت زير آسمان جلوي نگاه تمسخر آميز ستارگان ديگر به خود براي آمدنش اميد مي دهم و ميدانم هيچ گاه به رفتنش عادت نمي كنم و نگاهم بعد از او به هيچ ستاره اي خيره نمي شود.

                                              Single Rose

 

سلام

 خوبيد دوستای گلم

اميدوارم که همتون خوب باشيد و همه به عشقتون برسيد.

منم ديگه بايد از خدمتتنوم برم نميدونم شايدم برگردم ولی فعلا احتياج دارم که تنها باشم و  فکر کنم .

از همتون ممنونم که تو اين مدت تنهام نذاشتيد و با نظراتتون وبلاگم رو خوشکل کرديد.

 

 

 

 




دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : مـهـشـیـد ; ساعت 11:49 روز سه شنبه دوم آبان 1385

عید رمضان آمدو ماه رمضان رفت صدشکر که این آمد وصد حیف که آن رفت




دسته بندی :

لینک مطلب



FreeCod Fall Hafez