تبليغاتX
دادگــاه عــشــق



دادگــاه عــشــق

زندگی با من هر چه کردی گذشت با تنها یادگار من بساز...



نویسنده : مـهـشـیـد ; ساعت 11:32 روز چهارشنبه دهم بهمن 1386

 

از زمزمه دل تنگيم از همهمه بيزاريم

نه تاقت خاموشى نه ميل سخن داريم

آوار پريشانيست رو سوى چه بگرزيم

هنگامه هيرانيست خود را به كه بسپاريم

 

تشويش هزار پايان وسواس هزار اما

يك عمر نمى خيزيم در خويش چه ها داريم

دردا كه هدر داديم آن زات گرامى را

تيغيم و نمى بريم ابريم و نمي باريم

 

از زمزمه دل تنگيم از همهمه بيزاريم

نه تاقت خاموشى نه ميل سخن داريم

ما خويش ندانسيتيم  بيداريمان از خواب

گفتند كه بيداريد گفتيم كه بيداريم

 

دوران شكوه باد از خاطرمان رفته ست

امروز كه صف در صف   خشكيده وبى باريم

از زمزمه دل تنگيم از همهمه بيزاريم

نه تاقت خاموشى نه ميل سخن داريم

 

 

من راه تو را بسته تو راه مرا بسته

اميد به رهاى نيست وقتى همه ديواريم

 




دسته بندی :

لینک مطلب



FreeCod Fall Hafez